29
شعری از مهدی موسوی دکلمه: الیاس رخی
زیباست مثل یک علامت، داخل تقویم
یک خندهی بیانتها در مجلس ترحیم
مانند هر چیزی که ما اصلا نمیفهمیم!
زیباست مثل گفتن یک راز در مستی
یا سادگی استکانهای دمِدستی!
یا مثل وقتی چند ساعت پیش من هستی
زیباست مثل قایقی وارونه در ساحل
مانند کاملبودن هر چیز ناکامل!
یا نفرت دیوانهای از مردم عاقل!
زیباست با موهای چرب و شورت و دمپایی
زیباست مثل تا ابد ترجیحِ تنهایی
زیباست مثل آخرین مفهوم زیبایی!
زیباست مثل جیغهایی از سرِ شادی!
مثل تصور کردن فردای آزادی
یا اولین باری که دستت را به من دادی
زیباست مثل فیلمدیدن، آخر شبها
تنهایی یک مست، در جمع مؤدّبها
یا حس اطمینان، پس از بوسیدن لبها
زیباست مثل شخصیتهای اساطیری
لبخندهای یک دونده در سرازیری
یا آشتیکردن، بدون هیچ دلگیری
زیباست مثل ضامنِ نارنجکِ جنگی
زیباست مثل بوسههای بیهماهنگی
یا یک پیام عاشقانه وقت دلتنگی
زیباست مثل خوابِ تیرِ آخرِ آرش
زیباست مثل رقص یک پروانه در آتش
یا لحظههای وحشیِ ارضاشدنهایش
زیباست مثل لحظهی آزادی از زندان
مانند شککردن به هر چیزی بهجز ایمان
با پیکری عریانتر از عریانتر از عریان
اما چه باید کرد با زیبایی مطلق؟!
اصلا چه میشد کرد با زیبایی مطلق؟!
جز یک تماشای هراسانگیز، بعد از سکس...