جدول ادبیات

طراح: محبوبه عموشاهی

crossword

عمودی:

  1. مصرع قبل از: «زن نشسته در ایوان»
  2. مرا که سوختم، ... لای خاکستر بغل کردی/ مرا با دست‌هایت مثل یک دیوار پوشاندی
  3. نام مجموعه‌شعری از دکتر «مهدی موسوی».
  4. کاری که گربه‌ی شخصیت «مهدی» در یکی از شعرهای دکتر مهدی موسوی می‌کند - کارتی که با آن به همه‌ی دردهای زن وارد می‌شوند. 5.ظرفی که هلو و گوجه و سیب و انار با باتوم به جان هم افتادند - بخش اول حمله‌ای که در آن، شیرین در کتاب هزار و چند شب قصد داشت به کامران وارد کند - نام هشتمین شماره‌ی گاهنامه‌ی ادبیات مستقل ایران که دکتر مهدی موسوی مشاور هنری آن است و «فاطمه اختصاری» سردبیری آن را بر عهده دارد.
  5. بریده می‌شود از شوق عاشقیّت‌ها/ از آن مسافرِ ...ه دربه‌در بشقاب - تو ... خواب در بازوانم/ تو تنها دلیلی که زنده بمانم - توو چشات «روز خوب» رو داری/ ... به اون روزِ خوب معتقدم
  6. یک بحث فلسفی وسطِ کافه/ یک بچّه غرقِ حسرتِ ... شاید - تو اگر کفری و اگر ایمان/ باید امشب که ...پرست شوم - مثل یک عاشقانه‌ی ... / به ترافیک گوش می‌دادم
  7. اسم خواننده و نوازنده‌ای که در فصل ۳۷ از کتاب «هزار و چند شب» به او ارجاع داده شده است؛ جایی که شخصیت زینت به این تصنیف از «عارف قزوینی» اشاره می‌کند: «گریه را به مستی بهانه کردم» - نام سوره‌ای که بخشی از نام یکی از شعرهای دکتر مهدی موسوی است.
  8. نام آهنگسازی افغانستانی که آهنگ‌هایی مثل «یاور همیشه مؤمن»، «ساقی»، «شقایق» و «روزای روشن» از آثار اوست و در فصل ۳۱ از کتاب هزار و چند شب به او اشاره شده است - بوی درد توی ...، بوی حبس و پول دیه! / بوی آخرین چاقو، بحث چند زندانی
  9. نام کشوری که بخش دوم از کتاب هزار و چند شب در آنجا اتفاق می‌افتد - سلام! سعی کن قهوه را ...ات شوی/ که گیجواره‌ترین شکل ارتباط شوی
  10. از عکس ... و ماهی و شب در میان حوض/ شیرینی لبش به خیابان، به شیرموز! - چیزی که به شکل باد درآمد و در وجود «منیره» در کتاب هزار و چند شب فرو رفت - از روزهای این‌همه ... تا به کودکی/ خاموش می‌شوند دقیقاً یکی یکی
  11. در ... ... دانشگاه/ خورشیدِ بی‌تفاوتِ اخراجی - سبزه‌ها ... گره زدم به غمت/ غم از صبر بیشتر شده‌ام
  12. نام خواننده‌ای که قطعه‌ی «کاروان» او معروف است و شخصیت «فرهاد» در فصل ۱۱ کتاب هزار و چند شب به او اشاره می‌کند.
  13. مصرع بعد از: «بر لبت کبوتر عشق»
  14. شخصیت «فرنگیس» در کتاب هزار و چند شب می‌خواند - بخش دوم نام مجموعه‌ی شوهای نوروزی که شخصیت «حسین» در کتاب هزار و چند شب به آن اشاره می‌کند.
  15. نام فصل 9 از کتاب هزار و چند شب - از چوب‌های پوسیده‌ی اسکی/ می.../ روی صندلی‌های خیسِ مدرسه - هزار سال گذشته از آخر بازی/ کسی نمی‌کشد افسوس سوت ... را
  16. حشره‌ای در کتاب هزار و چند شب که امیدوار است - تنتو جا بده توو دست نسیم/ بذار ... می‌خواد تو رو ببره
  17. با جنون سر به سنگ می‌کوبید موج با آن دهان بازِ کفیش/ ... ای ماه، ماه جادویی! بُهت من را به سوی خویش نخوان - برای حرف‌های من/ ... و دو حرف هم کم است - شیشه را چند بار خواب گرفت/ ... از چشم من شراب گرفت
  18. نوعی عضله که در کتاب هزار و چند شب به آن اشاره شده و تنها هنگامی که حشره نیاز به چرخش سریع دارد مورد استفاد قرار می‌گیرد - ای امید زنده موندن/ توو روزای غیر...
  19. تهِ جایی که «قلی» به بچه‌های دیو تجاوز کرد - در خواب می‌رود بغلم مثل بچّه‌ها/ جا مانده روی گردن من، ... صورتی - نام کارگر کارخانه‌ای است که یک زن و چهار پسر و چند دختر دارد.
  20. بزرگش هم‌نام با یکی از شخصیت‌های هزار و چند شب است - شخصیت «شیرین» در کتاب هزار و چند شب می‌گوید ۸۵۱ تا از آن در یکی از جزایر گینه‌ی نو وجود دارد - لب آسفالت‌ها ترک برداشت/ کوچه تا بغض انقلاب ...
  21. که می‌آیم از اوج پایین و پایین/ به یک جوجه که مادرش ... کرده - تشنّجم در دستت، تو و زمین‌لرزه/ فرار کردنِ از سال‌ها زن ...

افقی:

  1. نام مجموعه‌رباعی از دکتر مهدی موسوی.
  2. از تمام جهانشان .../ ادبیات و عشق، مال من است - به چشم روشنت چسبیدم این شب ... که بی‌صبح است/ به گرمای تنت، این سرزمین سردسیری را - ... خدایی‌ست خسته از خود که/ بغلم کرد مثل یک آدم دوباره می‌سازم آسمان ... را/ کنار می‌زنم از متن، پرده‌ی شب را
  3. حسی در کتاب هزار و چند شب: یک تورم دردناک در لبه‌ی یک خاطره و لذت از آگاهیِ اینکه همه‌چیز موقتی است -یکی از حیوان‌های «جنگل خوشبخت» در کتاب هزار و چند شب.
  4. مثل یک بچّه‌گربه‌ی ... / سر خود را به پات مالاندم - زندگی رفت و موند تو ... ... / حسرت لحظه‌ای خوشی کردن -نام یک مثنوی از دکتر مهدی موسوی..
  5. که ... و دانه زیاد است مثل آزادی/ که صادقانه بگویم: بهار نزدیک است - ... تبرّک، عکس من، کنکور تضمینی/ آواز «سوسن» در میان هدفون چینی! - تاریخ دردناک هزاران مرد/ تاریخ دردناک ... شاید - نقش هر کسی به هر کسی سپرده می‌شود/ تا که دانه‌ها به سمت ... برده می‌شود - در پانوشت‌های کتاب هزار و چند شب، فی‌فی از خوشحالی آن را می‌کشد
  6. در بیتی از دیوان «فرخی یزدی» که «فرهاد» در کتاب هزار و چند شب آن را می‌خواند، ویژگی شیری است که از حمله به گراز هراسی ندارد - امواج پخش در وسطِ گیتی!!/ با ویژگیِ ماهِ ... - من یه دسمال صورتی هستم/ ... یه نامه، یه گل، ردِ ماتیک - بر چیز سرنوشت ورق خوردند، تقویم‌های زشت ورق خوردند/ بر باران شور ریخت ... و شب سال! بر تخت‌های کودکی‌ام ناگاه - من خواب‌های پست‌مدرنم ... جعد گیسوان پریشان/ پر کن پیاله‌های هوس را تا وامی از قدیم بگیرم
  7. نام شخصیتی در کتاب هزار و چند شب که به «مزرعه‌ی تمساح‌ها» رفته و یک تمساح بزرگ را بغل کرده و با او عکس انداخته است - بخش اول اسم خواننده‌ای مشهور که یادآوری آهنگی از او اشک حسین را در کتاب هزار و چند شب درمی‌آورد - نام فصل ۳۲ در کتاب هزار و چند شب.
  8. غم خود را به تو و با چمدان خواهم گفت/ قایقی ساخته با آب ... خواهم گفت - صدای ... خوردن روی خاطراتی که.../ ادامه دادن قلبم به ارتباطی که... - در من بیا برقص‌آ/ با ... این ترانه یکی از شخصیت‌های کتاب هزار و چند شب، «مرتضی»، مادرش را این‌طوری صدا می‌زد.
  9. تا صبح خیره‌ام به تن او/ ... چشم‌های عاشق و خوشبخت - جادوگر است و عاشق جادو/ درگیرِ خوب‌کردنِ ... نیست -در یکی از شعرهای دکتر مهدی موسوی، سازی است که برای تنهایی نواخته می‌شود - از چشم‌هام آدم ... می‌بَرَند/ با جرثقیل از دل من سنگ می‌برند
  10. در ایمیل‌های تبلیغاتی/ در اس‌ام‌اس‌های بی‌ ... ... ... - نام یکی از اسطوره‌های یونانی که در کتاب هزار و چند شب به او اشاره شده است - روز و ماهی در تقویم ایرانی که تولد دکتر مهدی موسوی است.
  11. خواب می‌دید یک ... شده/ خواب می‌دید مرغِ دریایی‌ست - تو به من شبیه‌تری، از خودِ خودم حتّی/ احتمال ...چیزی‌ست در میان امکان‌ها - بی‌قرار و ... ...! / خنده است بر لب‌هاش - دکتر مهدی موسوی در این رشته‌ی ورزشی، ورزشکار حرفه‌ای بوده است - نمی‌خواد چند تا لباس بشه/ توی رؤیای یه زن خوشبخت/ بشه ... ... .../ جلوی ماهواره، داخل تخت
  12. در دلم بادِ رفته بر بادی‌ست که تو را تا همیشه در راهم/ که بدانم تو را ... ... ... ... نمی‌دانی/ که بداند دلم گرفته تو را، که بداند تمام دنیا هم!
  13. مرگ از لابه‌لای آجرها می‌وزد در اتاق ...ارم/ باز هی می‌زند تو را باران، باز باران دوباره هی باران